معرفی وبلاگ
در تماشايي ترين اغراق خيال، تجسم آرامشي مبهم، مرا به مرور ياد تو وادار مي كند
صفحه ها
دسته
وبلاگ های تبیانی
دنياي ديگر من
رفقاي قديمي ثبت مطالب
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 156790
تعداد نوشته ها : 114
تعداد نظرات : 867
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

وقتي دستام خالي باشه،وقتي باشم عاشق تو.

غير دل چيزي ندارم،كه بدونم لايق توست...
دلمو از مال دنيا،به تو هديه داده بودم...
با تمام بي پناهيم،به تو تكيه داده بودم ...
هر بلايي سرم اومد،همه زجري كه كشيدم...
همه رو به جون خريدم،ولي از تو نبريدم...
هر جا بودم با تو بودم،هر جا رفتم تو رو ديدم...
تو سبك شدن تو رويا،همه جا به تو رسيدم...
اگه احساسمو كشتي،اگه از ياد منو بردي...
اگه رفتي بي تفاوت،به غريبه سر سپردي...
بدون اينو كه دل من،شده جادو به تلسمت...
يكي هست اينور دنيا،كه تو يادش مونده اسمت...
يكي هست اينور دنيا،كه تو يادش مونده اسمت...

1387/10/12 23:27
 
چشماي منتظر به پيچ جاده،
دلهره هاي دل پاك و ساده 
پنجره ي باز و غروب پاييز،
نم نمه بارون تو خيابون خيس
ياد تو هست تنگ غروب،
تو قلب من مي كوبه
سهم من از با تو بودن،
غم تلخ غروبه
غروب هميشه واسه من،
نشوني از تو بوده
برام يه يادگاريه،
جز اون چيزي نمونده
تو ذهن كوچه هاي آشنايي،
پر شده از پاييز تن طلايي
تو نيستي و وجودمو گرفته،
شاخيه خشك پيچك تنهايي
ياد تو هست تنگ غروب،
تو قلب من مي كوبه
سهم من از با تو بودن،
غم تلخ غروبه
غروب هميشه واسه من،
نشوني از تو بوده
برام يه يادگاريه،
جز اون چيزي نمونده
 
1387/9/15 13:30

بوسه ي باد خزوني،با هزار نا مهربوني...

زير گوش ِ برگ تنها ،مي گه طعمه خزوني...

برگ سبز و ترو تازه،رنگ سبزشو مي بازه...

غرق بوسه هاي باد و ،وحشت روزاي تازه...

مي كنه دل از درخت و،مي شه آواره كوچه...

كوچه اي كه يادگاره،روزاي رفته و پوچه...

مي شينه گوشه ي كوچه،چشم به آسمون مي دوزه...

مي كنه ياد گذشته،دلش از غصه مي سوزه...

ياد روزايي كه كوچه،زير سايه ي تنم بود...

مهربون درختِ عاشق،مست عطر نفسم بود...

سهم من از بوسه باد ،چي بگم اي داد و بي داد...

همه زردي و تباهي،مردن و رفتن ِ از ياد...

سهم من از بوسه باد ،چي بگم اي داد و بي داد...

همه زردي و تباهي ،مردن و رفتن از ياد...

سهم من از بوسه باد ،چي بگم اي داد و بي داد...

همه زردي و تباهي ،مردن و رفتن از ياد... 

1387/9/1 19:1

من همون جزيره بودم،خاكي و صميمي و گرم...
واسه عشق بازي موجا،قامتم يه بستر نرم...
يه عزيز در دونه بودم،پيش چشم خيس موجا...
يه نگين سبز خالص،روي انگشتر دريا...
تا كه يك روز تو رسيدي،توي قلبم پا گذاشتي...
غصه هاي عاشقي رو،تو وجودم جا گذاشتي...
زير رگبار نگاهت،دلم انگار زير و رو شد...
براي داشتن عشقت،همه جونم آرزو شد...
تا نفس كشيدي انگار،نفسم بريد تو سينه...
ابر و باد و دريا گفتن،حس عاشقي همينه...
اومدي تو سرنوشتم،بي بهونه پا گذاشتي...
اما تا قايقي اومد،از من و دلم گذشتي...
رفتي با قايق عشقت،سوي روشنيه فردا...
من و دل اما نشستيم،چشم به راهت لبه دريا...
ديگه رو خاك وجودم،نه گلي هست نه درختي...
لحظه هاي بي تو بودن،مي گذره اما به سختي...
دل تنها و غريبم،داره اين گوشه ميميره...
ولي حتي وقت مردن،باز سراغتو مي گيره...
مي رسه روزي كه ديگه،قعر دريا ميشه خونه م...
 اما تو درياي عشقت،باز يه گوشه اي مي مونم...

1387/8/25 23:19

هر گز نخواستم كه تو رو،با كسي قسمت بكنم...
يا از تو حتي با خودم،يه لحظه صحبت بكنم...
هر گز نخواستم،كه به داشتن تو عادت بكنم...
بگم فقط مال مني،به تو جسارت بكنم...
اينقد ظريفي كه با يك،نگاه هرزه مي شكني...
اما تو خلوت خدا،تنها فقط مال مني...
...
هر گز نخواستم،كه به داشتن تو عادت بكنم...
بگم فقط مال مني،به تو جسارت بكنم...
ترسم اينه كه رو تنت،جاي نگاهم بمونه...
يا روي پيشه ي چشات،غبار آهم بمونه...
...
تو پاك و ساده مثل خواب،حتي با بوسه مشكني...
شكل همه آرزوهام،تجسمه خواب مني...
حتي با اينكه هيچكس،مثل من عاشق تو نيست...
پيش تو آينيه ي چشام، حقيره لايق تونيست...

...

1387/8/19 19:24

وقتي كه تنگ غروب بارون به شيشه ميزنه 
همه غصه هاي دنيا توي سينه ي منه
توي قطره هاي بارون مي شكنه بغض صدام
ديگه غير از يه دونه پنجره هيچي نمي خوام
پشت اين پنجره مي شينم و آواز مي خونم
منتظر واسه رسيدنت تو بارون مي مونم 
زير بارون، انتظارت رنگ تازه اي داره
منم عاشق ترم انگار وقتي بارون مي باره
بعضي وقتا كه مياي سر روي شونم ميذاري
تموم غصه ها رو از دل من برمي داري
اما اين فقط يه خوابه خواب پشت پنجره 
وقته بيداري بازم غم ميشينه تو حنجره

.........غم ميشينه تو حنجره ..............

1387/8/18 10:12

يه دفعه مثل يه آهو توي  صحراها رميدي ،

بس كه چشم تو قشنگ بود گله گرگو نديدي

دل نبود توي  دلم،تو را گرگا نبينند،

اونا با دندون تيز به كمينت نشينن

الهي  من فداي تو ،چيكار كنم براي تو ،

اگه تو اين بيابونا خاري بره به پاي تو …

يه دفعه مثل پرنده ،قفس عشقو شكستي ،

پر زدي تو آسمونا رفتي اون دورا نشستي

دل نبود توي دلم گم نشي  تو كوچه باغا ،

غروبا كه تاريكه نريزن سرت كلاغا!

نخوره سنگي  به بالت ،پرت نشه فكرو خيالت

من تموم قصه هام قصه ي  توست.

اگه غمگينه اونم از غصه ي  توست

يه دفعه مثل يه گل رفتي  تو دست خزون ،

سيل بارون و تگرگ ميومد از آسمون

بردمت تو گلخونه كه نريزه رو سرت  ،

كه يه وقت خيس نشه يخ كنه بال و پرت

نشكني  زير تگرگ ،نريزه از تو يه برگ

من تموم قصه هام قصه ي  توست.

اگه غمگينه اونم از غصه ي  توست

يه دفعه مثل يه شمع داشتي  خاموش ميشدي ،

اگه پروانه نبود تو فراموش ميشدي

آره پروانه شدم تا پرام سوخته شه،

تا آتيش دل تو به دلم دوخته شه

دارم از تو مينويسم تو كه غم داره نگات ،

اگه دوست داشتي  بگو تا بازم بگم برات ،

اونقدر ميگم تا خسته شم با عشق تو  ،شكسته شم

من تموم قصه هام قصه ي  توست .

اگه غمگينه اونم از غصه ي  توست

1387/8/15 22:3

مي شه از عشق تو گفت... 

مي شه با ستاره هاي چشم تو...،

مشرق نو،مغرب نو بر پا كرد...

مي شه از برق نگات خورشيد و خاكستر كرد.

مي شه از گندمياي سر ذلفت يه عالم شعر نوشت.

آره از عشق تو ديوونگي هم عالميه...

آره از عشق تو مردن داره...

مي شه از دست تو مرد و ديگه از دست همه راحت شد...

مي شه از عشق تو مرد و ديگه از دست تو هم راحت شد....

آره از عشق تو ديوونگي هم عالميه.

اگر از عشق مي شه قصه نوشت...

مي شه از عشق تو گفت...

مي شه از دست تو مرد و ديگه از دست همه راحت شد...

 مي شه از عشق تو مرد و ديگه از دست تو هم راحت شد....!

 

1387/8/13 13:26

*روي سكوي كنار پنجره، همه شب جاي منه. 
*چند ورق كاغذ و يك دونه قلم، هميشه يار منه. 
*كاغذاي خط خطي، از كنار در بازه پنجره....، 
*مي پرن توي كوچه،سرحال از اينكه آزاد شدن.، 
*نمي دونن كه اسير دل سنگ باد شدن.......، 
*ديگه بيداريه شب عادتمه،همدم سكوت تنهايي من.، 
*تيك،تيك ساعتمه...تيك،تيك ساعتمه...... 
*حالا من موندم و يك دونه ورق، كه اونم از اسم تو سياه مي شه.، 
*همه چيم تو زندگي، آخرش به پاي تو هدر مي شه... 
*چشمونم فاصله رو، از پنجره ديد مي زنه... 
*دلم اسم تو رو فرياد مي زنه........، 
*دراي پنجره رو تا انتها باز مي كنم......، 
*تو خيالم با تو پرواز مي كنم........، 
*!...روي سكوي كنار پنجره همه شب جاي منه...!

1387/8/8 11:16
X